۱۳۸۹ آبان ۳۰, یکشنبه

اينترنت، رسانه اول جهان



اطلاعات اين تحقيقات از طريق وب‌سايت تعاملي discoverdigitallife.com و نظرسنجي از کاربران جمع‌آوري شده است.
بزرگ‌ترين پروژه تحقيقاتي بين‌المللي تاکنون نشان مي‌دهد که در عرض چند سال اخير، رفتارها و گرايش‌هاي آنلاين به کلي دگرگون شده است. گزارش مرکز تحقيقاتي TNS از فعاليت‌ها و رفتارهاي آنلاين کاربران 46 کشور جهان و 90 درصد جمعيت آنلاين دنيا با عنوان “زندگي ديجيتال” حاکي است که اينترنت انتخاب نخست افراد به عنوان يک رسانه است و بازارهاي توسعه‌يافته آنلاين به دليل رشد سريع بازارهاي نوظهور در حال افول هستند. علاوه بر اين، با افزايش کاربري موبايل در جهان، کاربران بيشتر از اين ابزار براي دسترسي به شبکه‌هاي اجتماعي استفاده مي‌کنند.
اطلاعات اين تحقيقات از طريق وب‌سايت تعاملي discoverdigitallife.com و نظرسنجي از کاربران جمع‌آوري شده است. متيو فراگات، مدير توسعه TNS با اشاره به اينکه اين تحقيق اطلاعات بيش از دو برابر جمعيتي را که تحقيقات ديگر پوشش‌‌دهي کرده‌اند، جمع‌آوري کرده است، گفت: نتايج تحقيقات “زندگي ديجيتال” مي‌تواند شاخص جديدي براي اطلاعات رفتارهاي آنلاين مردم جهان باشد. مهم‌ترين يافته‌هاي اين تحقيق عبارت است از: - 61 درصد جمعيت آنلاين جهان از اينترنت به عنوان منبع رسانه‌اي استفاده مي‌کنند؛ در حالي که اين ميزان در مورد تلويزيون 54 درصد، در مورد راديو 36 درصد و در مورد روزنامه‌ها تنها 32 درصد است.
- با توجه به فعاليت‌هاي آنلاين افراد، بازارهاي سريعي مانند مصر (با 56 درصد) و چين (با 54 درصد) گوي سبقت را از بازارهاي توسعه‌يافته‌اي چون ژاپن (با 20 درصد)، دانمارک (با 25 درصد) و فنلاند (با 26 درصد) ربوده‌اند. اين در حالي است که در بازارهاي توسعه‌يافته، زيرساخت‌هاي اينترنتي پيشرفت بسياري داشته‌ است.
- فعاليت‌هايي چون وبلاگ‌نويسي و حضور در شبکه‌هاي اجتماعي در بازارهايي که با سرعت بسياري در حال توسعه هستند، به شدت در حال رشد است.
اين گزارش نشان مي‌دهد که از هر پنج نفر جمعيت چين، چهار نفر آنلاين هستند و ضريب نفوذ اين کشور 88 درصد است. در برزيل با ضريب نفوذ 51 درصد، بيش از نيمي از افراد آنلاين هستند؛ در حالي که اين ميزان در آمريکا تنها 32 درصد است. علاوه بر اين، محبوب‌ترين فعاليت اينترنتي در بسياري از کشورها به ويژه در کشورهاي آسيايي، به اشتراک‌گذاري تصوير و ويديوست. بر همين اساس، 92 درصد تايلندي‌ها، 88 درصد مالزيايي‌ها و 87 درصد ويتنامي‌ها در اينترنت مبادرت به آپلود عکس مي‌کنند؛ در حالي که در بازارهاي توسعه‌يافته، مردم محتاط‌تر بوده و کمتر دست به اين کار مي‌زنند.
- رشد استفاده از تلفن همراه براي دسترسي به شبکه‌هاي اجتماعي رو به افزايش است و کاربران اينترنت همراه 1/3 ساعت از هفته را در شبکه‌هاي اجتماعي و 2/2 ساعت را در فضاي ايميل‌شان مي‌گذرانند. اين آمار نشان دهنده تغيير رفتارهاي آنلاين افراد است، زيرا تا قبل از اين ايميل محبوب‌ترين ابزار براي صرف زمان بود.
مالزيايي‌‌ها خونگرم‌ترين و ژاپني‌ها سردترين جمعيت آنلاين
گزارش «زندگي ديجيتال» و تحقيقات جهاني درباره فرهنگ ملي و بازتاب آن روي رفتارهاي آنلاين نشان داد که مالزيايي‌ها خونگرم‌ترين و ژاپني‌ها غيراجتماعي‌ترين افراد در دنياي مجازي هستند. مالزيايي‌ها محبوب‌‌ترين افراد در دنياي آنلاين هستند، چون به طور متوسط هر مالزيايي 233 دوست در شبکه‌هاي اجتماعي دارد؛ در حالي که جمعيت آنلاين چين و ژاپن به ترتيب و به طور متوسط تنها 68 و 29 دوست در شبکه اجتماعي دارند.
اين يافته‌ها چندان هم دور از ذهن نيست، زيرا چند فرهنگي بودن کشوري مانند مالزي با ميهماني‌هاي سنتي و گشاده‌‌ رويي مردم اين کشور، باعث خواهد شد که در دنياي مجازي نيز روي خوش به همه نشان داده و دوست‌هاي بسياري را به خود جلب کنند. به گفته چاکو واداکت، بازيگر و نويسنده مالزيايي با يکهزار و 10 طرفدار در يکي از شبکه‌هاي اجتماعي، روش مالزيايي‌ها اين است که «هر که را مي‌شناسي، دعوت کن»! وي مي‌گويد که به طور مثال در مالزي در هر مراسم عروسي حدود يکهزار نفر به ميهماني دعوت مي‌شوند. علاوه بر اين با وجود پديده فرار مغزها در اين کشور، دنياي مجازي و به ويژه شبکه‌هاي اجتماعي پل ارتباطي بسيار خوبي براي جواناني است که از اين کشور مهاجرت کرده‌اند و مي‌خواهند با دوستان‌شان در وطن ارتباط داشته باشند.
از سوي ديگر مارک گينسون، مدير بخش بينش‌هاي ديجيتال در مرکز تحقيقاتي نيلسن مي‌گويد که ميزان دوست‌يابي‌ها در رسانه‌هاي اجتماعي مجازي در هر کشور نشان دهنده ويژگي‌هاي فردي و ملي آن کشور است. به همين دليل ديده مي‌شود که کشورهاي منطقه آسياي جنوب شرقي همچون مالزي، فيليپين و اندونزي در صدر فهرست محبوب‌ترين افراد آنلاين جهان قرار دارند

رسانه

رسانه یا Media به معنی ' رساندن' است.
انسان و حیوان توسط برخی از اعضای وجودی خود قادرند تا تغییرات محیط اطراف خود را متوجه شود و سپس تصمیم لازم را بگیرند که این اعضاء عبارتند از چشم, بینی, گوش , دماغ , پوست به هر یک از این اعضاء ' رسانه' یا Media میگویند.
هر ابزاری که موجب تغییر در اعضای چشم, بینی, گوش , دماغ , پوست انسان یا حیوان گردد 'ابزار رسانه' شناخته می شود.
برخی از ابزارهای رسانه را می‌توان بصورت زیر نام برد:
یادآوری می‌شود طبق تحقیقات انجام گرفته انسان یا حیوان 90 در صد تغییرات محیط اطراف خود را توسط دو عضو ' چشم' و ' گوش' متوجه میگردند.

استفاده از ابزارهای رسانه

انگیزه‌های مردم برای گذراندن وقت با ابزارهای رسانه چیست؟
از بین نیازهای متعددی که پیشنهاد شده، بسیاری از پژوهش‌ها بر چهار دستهٔ اساسی از کنش‌ها تاًکید دارند که می‌توان از وظایف رسانه‌ها باشد:
  1. سرگرمی و تفریح
  2. آگاهی و دانستن از جهان هستی
  3. ارتباط اجتماعی
  4. هویت شخصی و تعریف خود (مقایسهٔ تجربه و دیدگاه خود با تجربه‌ها و دیدگاه‌های کسانی که در رسانه‌ها ظاهر می‌شوند).
برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تلویزیون گسترده‌ترین و کم تخصصی‌ترین رسانه است، که می‌تواند این نیازهای چهارگانه را ارضا کند. رادیو نیز دارای همین کار کرد است. در مقابل، کتاب به عنوان امری که در اصل به نیازهای هویت شخصی پاسخ می‌دهد، روزنامه‌ها به عنوان وسیلهٔ ارضای نیازهای اطلاعاتی، و سینما به عنوان وسیله‌ای برای ارضای نیاز سرگرمی عمل می‌کنند.

اثرهای ابزارهای رسانه‌ها

  • فرهنگ پذیری.
فرهنگ پذیری عبارت از فرایند القا و تقویت ارزش‌ها، باورها، سنت‌ها و معیارهای رفتاری، و دیدن واقعیتی که توسط اعضای یک فرهنگ خاص پذیرفته شده‌است.
  • یاد گیری.

مفهوم مدیریت دانش

مدیریت دانش طیف وسیعی از فعالیتها است که برای مدیریت، مبادله، خلق یا ارتقای سرمایه‌های فکری در سطح کلان به کار می‌رود. مدیریت دانش طراحی هوشمندانه فرایندها، ابزار، ساختار و غیره با قصد افزایش، نوسازی، اشتراک یا بهبود استفاده از دانش است که در هر کدام از سه عنصر سرمایه فکری یعنی ساختاری، انسانی و اجتماعی نمایان می‌شود. مدیریت دانش فرایندی است که به سازمانها کمک می‌کند تا اطلاعات و مهارتهای مهم را که بعنوان حافظه سازمانی محسوب می‌شود و به طور معمول به صورت سازماندهی نشده وجود دارند، شناسایی، انتخاب، سازماندهی و منتشر نمایند. این امر مدیریت سازمانها را برای حل مسائل یادگیری، برنامه ریزی راهبردی و تصمیم گیریهای پویا به صورت کارا و موثر قادر می‌سازد. علل پیدایش مدیریت دانش: ۱- دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی که سرمایه‌های یک سازمان اساسا سرمایه‌های قابل لمس و ملی بودند(امکانات تولید، ماشین، زمین و غیره) به سمت سازمانهایی که دارایی اصلی آنها غیرقابل لمس بوده و با دانش، خبرگی، توانایی و مدیریت برای خلاق سازی کارکنان آنها گره خورده‌است. ۲- افزایش فوق العاده حجم اطلاعات، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات به طور کلی ارزش دانش را افزوده است؛ زیرا فقط از طریق دانش است که این اطلاعات ارزش پیدا می‌کند، دانش همچنین ارزش بالایی پیدا می‌کند. زیرا به اقدام نزدیک تر است. اطلاعات به خودی خود تصمیم ایجاد نمی‌کند، بلکه تبدیل اطلاعات به دانش مبتنی بر انسان‌ها است که به تصمیم و بنابراین به اقدام می‌انجامد. ۳- تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگیهای جمعیت شناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده‌است. بسیاری از سازمانها دریافته‌اند که حجم زیادی از دانش مهم آنها در آستانه بازنشستگی است. این آگاهی فزاینده وجود دارد که اگر اندازه گیری و اقدام مناسب انجام نشود، قسمت عمده این دانش و خبرگی حیاتی به سادگی از سازمان خارج می‌شود. ۴- تخصصی تر شدن فعالیتها نیز ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج کارکنان را بهمراه داشته باشد. در بدو امر به مدیریت دانش فقط از بعد فن آوری نگاه می‌شد و آن را یک فناوری می‌پنداشتند. اما به تدریج سازمانها دریافتند که برای استفاده واقعی از مهارت کارکنان، چیزی ماورای مدیریت اطلاعات موردنیاز است. انسانها در مقابل بعد فناوری و الکترونیکی، در مرکز توسعه، اجرا و موفقیت مدیریت دانش قرار می‌گیرند و همین عامل انسانی وجه تمایز مدیریت دانش از مفاهیم مشابهی چون مدیریت اطلاعات است.


راهبردهای مدیریت دانش
مدیریت کلان جهت کارآمدی زیرسیستم‌های خود می‌بایست ماهیت، اصول و ابعاد مدیریت دانش را بشناسد. راهبردهایی که ماهیت و توانایی متفاوت مدیران را منعکس می‌نماید عبارتنداز ۱- راهبرد دانش بعنوان راهبرد کسب وکار که روشی جامع و با وسعت سازمانی برای مدیریت دانش است، که بیشتر بعنوان یک محصول در نظر گرفته می‌شود. ۲- راهبرد مدیریت سرمایه‌های فکری که بر بکارگیری و ارتقای سرمایه‌هایی که از قبل در سازمان وجود دارند، تاکید دارد. ۳- راهبرد مسئولیت برای سرمایه دانش فردی که از کارکنان حمایت و آنها را ترغیب می‌کند تا مهارت‌ها و دانش خود را توسعه دهند و دانش خود را با یکدیگر درمیان گذارند. ۴- راهبرد خلق دانش که بر نوآوری و آفرینش دانش جدید از طریق واحدهای تحقیق و توسعه تاکید می‌کند. ۵- راهبرد انتقال دانش که بعنوان بهنرین فعالیت در بهبود کیفیت امور و کارایی سازمان مورد توجه قرار گرفته‌است. ۶- راهبرد دانش مشتری- محور که با هدف درک ارباب رجوع و نیازهای آنها بکار گرفته می‌شود تا خواسته آنها به دقت فراهم شود.

انواع هوش و نظريه «چندهوشي


 
- «هوش»، چيزي است که ارزيابي و اندازه گيري آن کار ساده اي نيست، چون انواع بسيار متفاوتي دارد. در سال1983م، دکتر«هاوارد گاردنر»، استاد دانشگاه «هاروارد»، مفهوم جامع تري از هوش ارائه داد و آن را «چند هوشي» ناميد. تئوري او با نظريات سنتي در اين رابطه که مي گفتند; «آيا مي توانيد وقايع را باطر بسپاري، رياضيات انجام دهي، منطقي فکر کني و جمله هاي صحيح بنويسي؟» کاملا مغاير بود. و ديدگاهي بسيار جامع تر براي قضاوت در مورد هوش افراد داشت. طبقه بندي اوليه شامل 7 دسته بود که هر کدام بخش هاي متفاوتي از هوش را شامل مي شد:
- هوش و دانش زبانشناختي: مهارت کار کردن با زبان و کلمات. گاها مي بينيم که بعضي قادر به تکلم به چندين زبان مختلف هستند، در حاليکه بعضي در يادگيري يکي هم درمانده اند.
- هوش منطقي و رياضي: حل مشکلات به طريقي کاملا منطقي. نوعي از هوش که بيشتر شامل کتابخوانان است.
- هوش موسيقي: قابليت فکر کردن در قالب نت هاي موسيقي و ريتم. چه در نواختن و چه در آهنگسازي.
- هوش فضايي: حل مشکلات بصورت بصري، در مغز فرد. جهت يابي و ناوبري از مهمترين آنهاست ولي توانايي در هنر، مجسمه سازي و طراحي نيز از اين دسته اند.
- هوش جنبش فيزيکي: داشتن توانايي در حرکت عضلات و ساير حرکات ورزشي.
- هوش ميان فردي: توانايي شناخت احساسات، حالات و عواطف ديگران و مهارت هاي اجتماعي.
- هوش درون فردي: اطلاع از خودمان، احساسات و افکار خودمان.
 نکاتي که بايد به خاطر داشته باشيد
يکي از اصلي ترين قانون هاي تعيين هوش افراد اينست که هيچگاه فکر نکنيم آموزش و تحصيلات با هوش و قوه ادراک يکسان است. حتما بايد تا به حال برخورد کرده باشيد که هر فردي با مدرک تحصيلي از بهترين دانشگاه دنيا، فرد باهوشي نيست، و هر فردي هم که نتوانسته حتي تحصيلات دبيرستاني را به پايان برساند خنگ و کم هوش نمي باشد. همانور که نظريه چندهوشي نشان مي دهد، هر فردي قابليت هاي مختلف دارد و همه يکسان نيستند. بعنوان يک قانون کلي، باهوش ترين افراد جامعه ما تنها افرادي هستند که از ناچيز بودن اطلاعات و آگاهي هايشان مطلع هستند. هيچوقت به کسي اينقدر اطمينان نکنيد که بگوييد او پاسخ هر سوالي را مي داند و فکر مي کند که هر مبحثي را مي توان با تئوري خوب ضد بد حل کرد. هوش، قوه درک اين مسئله است که هر مشکلي مي تواند راه حل هاي مختلف داشته باشد، حتي اگر ما يکي را بر راه حل هاي ديگر ترجيح دهيم. برخلاف آنچه ممکن است فکر کنيد، پذيرفتن اينکه چيزي را نمي دانيد، يکي از علائم باهوشي شما است به جاي اينکه تظاهر کنيد که از آن آگاهي داريد. چون اگر کار را اشتباه انجام دهيد، و ديگران اين موضوع را بفهمند، از حيوان هم احمق تر جلوه خواهيد کرد.
چه بايد کرد
هيچ راه مطمئن و کاملي براي تعيين هوش افراد نيست و نخواهد بود. اما نشانه ها و علائم زيادي هست که با دنبال کردن آنها مي توانيد نتيجه گيري کلي داشته باشيد. اما بايد سوالات درست و به درد بخور از فرد بپرسيد. در اينجا به مواردي اشاره مي کنيم، آنها را به خاطر بسپاريد.
 -  سوالات کلي بپرسيد، نه سوالات مخصوص و ويژه: همه افراد با درصد هوش متوسط مي توانند اصول علمي و اعداد و مسائلي از اين قبيل را بخاطر بسپارند. سوالات انتزاعي و خيالي دشوارتر هستند.
- به دنبال پاسخ هاي صحيح و عقلاني باشيد: آيا به نظر مي رود که فرد مشغول تکرار آن چيزي است که در روزنامه مطالعه کرده است؟ يا خود واقعا در مورد اين مسائل فکر کرده است؟ به کلمات قلمبه سلمبه اي که بي جا به نظر مي رسند و اشتباها استفاده مي شوند دقت داشته باشيد. بعضي افراد عادت دارند که با استفاده از کلماتي که به ظاهر گيرا و پرابهت هستند خود را بزرگ کنند. اگر استفاده از کلماتشان نابه جا بود، يادداشت برداريد.
- دنبال کلمات کليدي باشيد: بطور مثال استفاده از کلمه «پيش گستر» اشاره به اين دارد که فرد از جملات کليشه اي استفاده مي کند.
- دنبال عبارات و جملات کليشه اي باشيد: استفاده زياد از جملات کليشه اي نشانه بدي است، اما استفاده از همين کليشه ها به طرزي نادرست موضوع را بدتر هم مي کند.
- سوالاتي بپرسيد که خودتان جوابش را مي دانيد: اگر سوال را درست جواب دهند يا اينکه بگويند نمي دانند خوب است. اما اگر سعي در سفسطه کردن کنند، حواستان باشد.
- حضور ذهن و قدرت استدلالش را محک بزنيد: فقط حافظه او را آزمايش نکنيد، کمي هم قدرت تعقل آنها را محک بزنيد و ببينيد که آيا مي توانند بعضي از سوال ها را با استدلالات منطقي جواب بدهند.
- نظر او را در مورد چيزي بپرسيد: ببينيد مي توانند در مورد موضوعات مختلف نظر خود را ابراز کنند يا اينکه فقط قادر به حفظ يکسري اصول علمي هستند.  مهارت هاي اجتماعي او را بررسي کنيد و  ببينيد در برخورد با ديگران چطور رفتار مي کنند.
- طريقه صحبت کردن او را بسنجيد: بيان واضح و کامل موضوعات بسيار بهتر از استفاده از کلمات پيچيده و قلمبه سلمبه اي است که خود فرد هم شايد معنايش را به درستي نداند. هر فردي که مبحثي را با توجه به منابع و مراجع ديگر بررسي مي کند، از هوش خود استفاده نکرده است، فقط از حافظه اش استفاده مي کند.
- از هوش تان درست استفاده کنيد: تجربه هاي زيادي نشان داده که افرادي که در ابتدا کودن و احمق جلوه مي کردند، نابغه و افرادي بسيار باهوش بوده اند. به همين دليل است که اين مسائل هيچگاه نبايد از روي ظاهر نتيجه گيري شوند. درست است که هوش بطور کلي چيز خوبي است، اما در کنار ويژگي هاي خوب اخلاقي فرد است که زيباتر مي شود. باهوش بودن يک چيز است، اما دانستن اينکه چطور از اين هوش استفاده کنيد بسيار مهمتر است. افرادي که موفق مي شوند، لزوما هميشه افراد باهوشي نيستند. آنها فقط مي دانند که چطور از هوش شان استفاده کنند.

ويژگي افراد با هوشهاي متفاوت



ويژگي افراد با هوش هيجاني بالا

• احساسات خود را به خوبي مي شناسند .

• احساسات خود را به خوبي هدايت مي كنند .

• احساسات ديگران را نيز درك مي كنند .

• با احساسات ديگران به طور مؤثر برخورد مي كنند .

• در هرحيطه اي از زندگي ممتازند ، خواه روابط عاطفي وخواه شغلي . 6

ويژگي افراد باهوش هيجاني پائين

• برزندگي عاطفي خود تسلط ندارند .

• درگير كشمكش هاي دروني هستند .

• دركار وزندگي عملكرد ضعيفي دارند .

• قادر به درك خوب احساسات خود نيستند .

• قادر به درك احساسات ديگران نيستند .

• بااحساسات ديگران به طور مؤثر برخورد نمي كنند 7

ويژگي مردان با هوشبهر بالا وهوش هيجاني پائين

• داراي طيف گسترده اي از علاقه وتوانايي هاي ذهني وفكري .

• بلند پرواز .

• سرسخت .

• عيب جو .

• فخر فروش .

• مشكل پسند .

• بازدارنده .

• ناراحت درتجارب حسي وجنسي .

• غير بيانگر .

• مستقل .

• ازنظر عاطفي سرد وبي روح هستند . 8

ويژگي زنان با هوشبهر بالا وهوش هيجاني پائين

• داراي طيف گسترده اي از علاقه وزيبائي شناختي .

• اتكا به نفس هوشمندانه .

• راحت درطرز تفكرات .

• ارزش گذار براي موضوعات ذهني .

• درونگرا .

• مستعد اضطراب .

• مستعد فرو رفتن در تخيلات منفي .

• مستعد فرو رفتن دراحساس گناه .

• مستعد براي ابراز خشم غير مستقيم . 9

ويژگي مردان با هوش هيجاني بالا

• ازنظر اجتماعي متوازن و مقبول .

• خوش برخورد وبشاش .

• مقاوم درمقابل افكار نگران كننده وترس آور .

• مسئوليت پذير .

• داراي ديدگاهي اخلاقي .

• با ظرفيت .

• توانايي همدلي وهم حسي با ديگران .

• زندگي عاطفي عميق اما هم خوان وهماهنگ با ديگران .

• راحت درروابط اجتماعي . 10

ويژگي زنان با هوش هيجاني بالا

• باجرات .

• توان بيان احساسات به طور مستقيم .

• داراي احساس مثبت به خود .

• داراي زندگي سرشار از صفا .

• خوش برخورد واجتماعي .

• توان خود داري از بيان احساسات به طور انفجاري .

• راحت در روبرو شدن با افراد جديد .

• شوخ طبع .

• خود انگيخته .

• پذيرا درتجارب عاطفي .

• به ندرت احساس اضطراب مي كند وناتوان مي شوند .

• به ندرت درخيالات واهي غرق مي شوند .