مقدمه
- همانطور که تعداد و میزان عملکرد کارکنان در سازمان اهمیت دارد، فهم واکنش های آنان نیز مهم است زیرا گاهی کارکنان به گونه ای رفتار می کنند که بر اصول منطقی استوار نیست.
- بنابراین لازمست به احساسات، ترس ها، امیدها و پیش داوریهایی توجه نمود که اعمال و تصمیمات سازمانی را تحت تاثیر قرار می دهند.
وظیفه مدیران سازمانها
- ایجاد برنامه های سوادآموزی هیجانی، به این معنی که به کارکنان بیاموزد چگونه از افراط و تفریط در برابر احساسات دست بردارند و هیجان های مخرب را به نفع هیجانات سازنده از خود دور کنند.
سازمان موفق
- سازمانی است که درباره خود و موقعیتی که در آن قرار گرفته است، واقع بین و قابل انعطاف باشد و قادر به مقابله با هر مشکلی برپایه دانش هوش هیجانی باشد.
تعریف هوش هیجانی
- داشتن مهارتهایی تا بدانید چه کسی هستید؟ و چه افکار، احساسات، عواطف و انسجام رفتاری دارید؟
- شامل توانائیهای می شود که شخص بتواند انگیزه اش را حفظ کند و در مقابل مشکلات استقامت کند و در شرایط بحرانی خودش را کنترل کرده و خونسرد باشد، با دیگران همدلی کرده و امیدوار باشد.
- هوش هیجانی را می توان رشد و پرورش داد.
هوش هیجانی
- بنیاد و اساس روابط موثر و موفق است.
- امکان رشد و تغییر را برای ما مهیا میسازد.
- موفقیت سازمان بیش از آنکه وابسته به هوش شناختی باشد به هوش هیجانی وابسته است.
- برای موفقیت سازمان احساسات و هیجانات منفی باید مهار شوند.
- رهبری موثر شامل ترکیبی مناسب از تفکر و احساس است.
قابلیتهای هوش هیجانی
- هوش هیجانی از پنج قابلیت مهم تشکیل شده است. سه قابلیت مربوط به عوامل درون شخصیتی است که برای دیگران قابل رویت نیست و دو قابلیت بعدی بین شخصی است که در روابط ما با دیگران حادث می شود.
- هر چه مهارتهای درون شخصیتی بیشتر توسعه یابند آسانتر می توانیم مهارتهای بین شخصیتی از خود نشان دهیم.
- قابلیتهای هوش هیجانی عبارتند از:
ú خودآگاهی هیجانی
ú خودگردانی هیجانی
ú خود انگیزشی هیجانی
ú همدلی
ú تقویت روابط و مناسبات
خودآگاهی هیجانی
- آگاهی همان لحظه ای از حالت هیجانی خویش است، آگاهی لحظه ای به اینکه چه احساسی دارید، آیا خوشحال، هیجان زده، نگران و یا خشمگین هستید؟
- اطلاعات مربوط به حالت هیجانی مبنی بر اینکه در آینده چه باید انجام دهید، یا چه باید بگوئید به خودآگاهی هیجانی شما اشاره دارد.
- از این اطلاعات می توانید در جهت تصمیم گیری موثر برای خودتان و دیگران استفاده کنید تا به نتایج بهتری دست یابید.
خودگردانی یا خودتنظیمی هیجانی
- به مهارت توانایی انتخاب هیجانهایی اطلاق می شود که می خواهید در مقایسه با هیجانهایی که شما را به پرتگاه و قربانگاه می کشاند تجربه کنید.
- اجازه ندهید دیگران شما را تحت تاثیر قرار دهند.
- خودگردانی و خودتنظیمی به معنای توانایی تعدیل و اداره وضعیت هیجانی توسط خودتان است.
- خودگردانی را با سرپوش گذاشتن بر احساسات خود و یا تحمیل آن به دیگران اشتباه نگیرید.
- خودگردانی به مهارت انتخاب هیجانات مثبت در مقابل هیجانات منفی اطلاق می شود.
خودانگیزشی هیجانی
- توانایی استفاده از هیجانها در جهت اعمال مثبت، خودانگیزشی هیجانی است.
- خودانگیزشی به معنای استمرار و جدیت در پیگیری و تحقق اهداف حتی در صورت مواجهه با مشکلات عمده و دشوار است.
- خودانگیزشی هیجانی به ما می گوید که از هیجانات و جنبه های مثبت آن استفاده کنیم، بجای اینکه منفی و بدبین باشید. خوش بین باشیم.
- با اعتماد به نفس و استوار بوده و خودتان را با تصمیماتی که می گیرید مورد سرزنش قرار ندهید.
همدلی و مهارت اجتماعی
- همدلی را با همدردی اشتباه نگیرید.
- همدلی به معنای داشتن توانایی مهارت گوش دادن موثر به حرف های دیگران است.
- همدلی به معنای موافق بودن با دیگران نیست، بلکه درک موقعیت و شرایط دیگران از نگاه آنان است در جهت بهبود ارتباط، مسئله یابی و اعتماد.
- همدلی بر پایه خودآگاهی استوار است.
- همدلی توانایی شناخت عواطف و احساسات دیگران است که بیشتر از راه ارتباط غیرکلامی، نشانگرهای بدنی و گوش دادن به دست می آید.
- افراد همدل قادر هستند:
ú بدون تعارض با دیگران کار کنند.
ú هنگام بروز تعارض، نقش میانجی را به خوبی ایفاء کنند.
ú بطور مستقیم و غیرمستقیم بر دیگران تاثیر بگذارند.
ú اعتماد ایجاد کنند.
ú از مهارتهای ارتباطی قوی برخوردارند.
ú و حمایت دیگران را جلب کنند.
تقویت روابط و مناسبات
- توانایی ابراز صمیمت و توجه به دیگران است.
- اینکار را می توان از طریق ادای کلمات و رفتار برای ابراز مراتب تشکر و قدردانی در مقابل تلاش افراد و تشریک مساعی آنان انجام داد.
- تقویت روابط از طریق ” مدیریت رابطه“ بدست می آید.
مدیریت رابطه
- مدیریت رابطه عبارتست از توانایی به کار گیری آگاهی از هیجانهای خود و نیز از هیجانات دیگران برای مدیریت تعاملات است.
- اینکار باعث می شود تا تبادل اطلاعات شفاف باشد و شخص بطور موثر بتواند از عهده تعارض ها و برخوردها برآید.
- کسانی که روابط خود را خیلی خوب مدیریت می کنند، ارزش آنها را می دانند، به آنها پای بندند و خوب آگاه هستند که ارتباط داشتن با تعداد زیادی از مردم، حتی با کسانی که از آنها خوششان نمی آید به نفع آنهاست.
برنامه عملی- خودآگاهی
- مرحله اول: شیوه هایی را که در رفتار خود می بینید ضبط کنید، آنچه را که می بینید واقعا یادداشت کنید.
- مرحله دوم: کشف کنید وقتی هیجان ها بر شما مسلط می شوند، کدامیک از رفتارهای منفی را بروز میدهید. از کسی که به او اعتماد دارید بخواهید رفتار شما را مورد مشاهده قرار دهد و پیشنهاداتی به شما ارائه کند.
- مرحله سوم: از اشتباهات هیجانی خود نترسید.
- آنچه در رابطه با خودآگاهی موجب تعجب شما می شود اینست که حتی فکر کردن در باره آن کمک می کند تا تغییر یابید.
- واکنش های هیجانی غیر موثر معمولا بدون آگاهی انجام می شوند. اگر شیوه ها و تمایلات خود را درک کنید، احتمال بیشتری خواهید داشت که واکنش بهتری نشان دهید.
برنامه عملی- خودمدیریتی
- خودمدیریتی یعنی توانایی در کنترل هیجانات که از طریق آن می توانید انعطاف پذیر باقی بمانید.
- مرحله اول: همه مردم گاهی در وضعیتی قرار می گیرند که هیجان ها بر آنها چیره می شود. کشف کنید در چه وضعیتهایی دچار چنین حالتهایی می شوید.
- مرحله دوم: یادبگیرید که هیجانات موجود در مرحله اول را متوجه شوید. آنچه را در حال روی دادن است بپذیرید و پیش از آنکه دست به عمل بزنید اندکی صبر کنید.
- طرز فکر، تصمیمات و اعمال شما تحت تاثیر هیجانات شماست. وقتی هیجانها قوی است باید اندکی صبر کرد و پیش از اقدام بیندیشید.
- نادیده گرفتن و ناچیز شمردن هیجانات باعث می شوند که آنها بر شما چیره شوند.
برنامه عملی- مدیریت رابطه
- مدیریت رابطه یعنی توانایی به کارگیری آگاهی از هیجانات خود و دیگران برای مدیریت سازنده و مثبت تعاملها و روابط
- مرحله اول: از دوست یا همکار قابل اعتماد بخواهید تا در باره اینکه چه وضعی دارید، بازخورد واقعی به شما بدهد.
- بازخوردها گاها ناراحت کننده است، بنابراین کسی را پیدا کنید که با او راحت هستید.
- مرحله دوم: از دوست خود بخواهید تا در باره اینکه چه وضعی دارید، بازخورد واقعی به شما بدهد. از قبیل:
ú من چه ویژگیهایی دارم که با استفاده از آنها می توانم با دیگران کنار بیایم ؟
ú چه چیزی مانع می شود تا نتوانم با دیگران خوب ارتباط برقرار کنم ؟
ú آیا شرایط خاصی وجود دارد که معمولا در آن شرایط مرتکب اشتباه می شوم ؟
ú آیا چیزی وجود دارد که در انجام دادن آن افراط می کنم؟

